مبانی اصلاحات در نظام آموزش و پرورش/ مصاحبه
28 بازدید
موضوع: سایر
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : تربیت اسلامی ) پاییز 1381 - شماره 7 )(10 صفحه - از 103 تا 112)
تعداد شرکت کننده : 0

*به نظر شما چرا دوباره بحث«اصلاح در نظام آموزش و پرورش»مطرح شده است؟ واقعیت‏هایی که این اصلاح را الزامی می‏کند کدامند؟

**گرچه ایده اصلاح ژطلبی،اصلی است که محدود به زمان و مکان معین نمی‏گردد و همواره معطوف به دگرگونی اجتماعی،تربیتی و سیاسی می‏باشد،اما اصلاح‏گران در هر زمانی به ضروری‏ترین و فوتی‏ترین آنها در لایه‏ها و نهادهای اجتماعی می‏پردازند و تحول در ساختارهای اجتماعی را طلب می‏کنند که چالش‏های جدی را به وجود آورده‏ است.از این‏رو عزیمت به اصلاحات در نظام آموزش و پرورش با تحولات سریعی که در جامعه بوجود آمده و دغدغه‏ها و نگرانی‏های بس جدی برای نسل جدید فراهم ساخته‏ و الگوهای سنتی را به شدت دچار آسیب ساخته ضروری می‏نماید،از این‏رو، اصلاحات،طرح و برنامه‏ای است مناسب با تحولات،ضرورت‏ها،دغدغه‏ها و آینده‏ نگری نسبت به نسل جدید.

سوگمندانه باید گفت که اصل اصلاحات در شرایط کنونی برای عده‏ای واکنش‏های‏ منفی و یا تفسیرهای غلط و انحرافی ایجاد کرده است،وگرنه چه کسی منکر گام اساسی‏ برای اصلاح جامعه در سطح کلی و تغییرات جدی متناسب با تحولات در نظام آموزش و پرورش به طور اخص می‏باشد.

به نظ اینجانب واقعیت‏هایی که این اصلاح را الزامی می‏کند این موارد هستند:

1-تغییر الگوهای سنتی به الگوهای اجتماعی و تحول در مدل زندگی و خواسته‏ها و اولویت‏های آن

-به هم خوردن هرم سنتی جامعه و میل جامعه به تغییر و تحول اساسی و ناکارآمدی شعارهای پیشین.

3-پیدایش اقشار اجتماعی در شهرها و برتری نسبی شهرنشینان بر روستائیان،که این‏ خود آثار و پی‏آمدهایی در مدل اجتماعی و برخورد با مشکلات بوجود آورده است.

4-افزوده‏شدن جامعه تحصیل کرده و دانشجو و فضای فکری و علمی که بر خانواده‏ تأثیر می‏گذارد و منطق و زبان علمی و استدلالی را در برخورد با مسائل طلب می‏کند،از سوی دیگر این تغییر،تأثیرات و پی‏آمدهای خاص خودش را دارد.

5-ایجاد ناکامی‏ها در طرح شعارهایی در جهت بهبود زندگی و حل مشکلات و بی‏ اعتمادی نسبت به ارائه راه‏حل‏ها.

6-آسیب‏پذیری اجتماعی در اثر از بین رفتن حفظ توازن و کنترل اهرم‏های سنتی‏ خانواده،محیط تعلیم و تربیت و قانون.

7-مشکلات اشتغال و گستره بیکاری و افزایش ساعات فراغت که به دنبال خود با افزودن بر خواسته‏ها همراه با ضایعات بیکاری،آسیب‏پذیری بخشهایی از جامعه را تهدید می‏کند،و لایه‏های اجتماعی را دچار فرسایش کرده است.

8-تغییر مدل اطلاع‏رسانی و جهانی و سریع‏شدن اطلاعات و عدم وابستگی به نظام‏ اطلاع‏رسانی داخلی در اثر بسته‏شدن مطبوعات و بی‏اعتبار شدن رسانه ملی.

9-شرایط جهانی در جهت گرایش به نفی حرکات خشونت‏آمیز و تأکید فراوان بر حقوق بشر.

10-محاصره همه جانبه کشور از سوی آمریکا و تهدیدهای جدی آن کشور و همچنین سوء استفاده اسرائیل از وضعیت پس از 11 سپتامبر به نفع مبارزه علیه ملت‏ فلسطین و مدافعان آن.

به این جهت دو نوع اصلاحات ایجاب می‏کند:اصلاحات در ساختار آموزش و پرورش و اصلاحات در نظام آموزشی و پرورشی کشور.یادآوری این نکته ضروری‏ است که بسیاری وقتی سخن از اصلاحات می‏کنند بیشتر اصلاح در برنامه‏های درسی، آموزشی و کتابها و حداکثر در شیوه تعلیم و تربیت را پیشنهاد می‏دهند،در صوتی که تا دگرگونی در روابط فرهنگی و اجتماعی و در ساختار آموزش و پرورش ایجاد نشود،آن‏ اهداف و اصلاحات در برنامه و در سطح نوشته‏هایی در کاغذ باقی خواهد ماند.بدین

جهت نکات زیر در اصلاح نظام آموزش و پرورش ضروری به نظر می‏رسد.

1-اصلاح در ساختار فکری و بینشی مدیران و کارگزاران وزارت‏خانه نسبت به‏ اصلاحات با آگاهی از تحولاتی که در جامعه پدید آمده و ظرف زمانی آموزش و پرورش‏ تغییر یافته و اگر برنامه‏ای باید،لازم است مناسب با این تحولات انجام گیرد.

2-تغییر بینش مدیران در شیوه آموزش مناسب با تغییرات ایجاد شده بویژه شرایط آسیب‏پذیر کشور و مشکلات اجتماعی و اقتصادی و چالش‏های فرهنگی و بحران‏های سیاسی.

3-تغییر در شیوه برخورد با کادر آموزشی کشور(فرهنگیان از زحمت‏کش‏ترین‏ اقشار اجتماعی هستند و در عین حال این شغل از حساس‏ترین مشاغل است)این تغییر از چند جهت قابل اهمیت می‏باشد:عدم استفاده از روش قدرت‏مداری،تحقیر شخصیت،ابزارنگاری معلمان و همچنین بالا بردن قدرت بالندگی و پویندگی معلمان و واگذاری اختیارات به مدیران میانی.

4-تغییر در بینش مسئولین آموزش و پرورش نسبت به شیوه‏های تربیتی و آموزش‏ دینی.در این راستا برنامه‏ریزی برای بهره‏گیری از روش‏های غیر مستقیم تربیتی و مهجور کردن روش‏های پلیسی،کلیشه‏ای،بخشنامه‏ای و اجبار کردن تکالیف دینی، ضرورت دارد.

در این مرحله است که می‏تان نسبت به اصلاح در نظام آموزش کشور امیدوار بود و تغییراتی را در این بخش پیشنهاد داد.

در بخش اصلاح نظام آموزشی کشور چند نکته قابل توجه است.

1-بهره‏گیری از همه استعدادها و کنار گذاشتن تنگ‏نظری‏ها و اعمال نظر بخشی‏نگری و جناح‏بندی در سیستم بهره‏گیری از نیروهای انسانی.

2-استفاده از نیروهای متخصص جامعه در برنامه‏ریزی کلان اصلاحات بیرون از تشکیلات.

3-اهتمام به اصل جریان اطلاعات و نقد و پالایش مستمر آن از طریق گفتگو و فرصت دادن به مخالف.

*بحث«جهانی شدن»چه ضرورتی را برای اصلاح در نظام آموزش و پرورش‏ مطرح می‏سازد؟

**اگر دست کم بپذیریم که ما در حال پشت سر گذاشتن فرایندی هستیم که در آن

نقش و اهمیت جغرافیا،فضا و زمان کمرنگ می‏شود،در آن صورت باید بپذیریم که‏ نمی‏توانیم از آثار جهانی شدن به لحاظ دینی و فرهنگی بی‏تأثیر باشیم،مگر اینکه خود را برای آن شرایط آماده کنیم و نسل جدید را در برابر چالش‏های آن مصون‏سازی کنیم.در آن صورت اصلاح در نظام آموزش و پرورش به این معناست که برنامه‏های آموزشی و تربیتی را بگونه‏ای بریزیم که مواجهه با آن اطلاعات و کشش‏ها تبدیل به بحران نشود.به‏ این معنا که فاصله‏ای نباشد تا ایجاد خلأ کند.به نظر می‏رسد مهم‏ترین مشکل جهانی‏ شدن در نظام تعلیم و تربیت و در کشورهایی چون ایران،فاصله‏هاست؛یعنی اینکه‏ سطح علمی،آموزشی و اطلاعات نباید به گونه‏ای باشد که نیروهای انسانی احسان‏ عقب ماندگی و جدایی و خودباختگی کنند و یا در برخورد با جاذبه‏های فرهنگی دنیا وارفتگی و روحیه تسلیم به آنان دست دهد.تجربه غرب‏زدگی در دهه‏های پیشین به ما می‏گوید از گذشته عبرت بگیریم و سعی کنیم فضاهای مجازی ایجاد نشود و سازماندهی آموزش و علمی را بگونه‏ای تربیت دهیم که افزون بر افزایش سطح علمی و هماهنگی رشد آموزشی و اطلاع‏رسانی،نسبت به جریانات تخریب‏گر و فسادبرانگیز و بی‏هویت‏ساز،نیروهای خود را مصون‏سازی کنیم.این مصونیت‏سازی به معنای‏ برخورد و هدف نیست،بلکه به معنای واکسیناسیون است.

نکته دیگر در بحث اصلاح در نظام آموزش و پرورش و ایجاد آمادگی و مصون‏سازی،پرورش نیروهای مناسب با تحولات جهانی است که در امور ذیل می‏تواند حلاصه گردد:

1-اهتمام به علم از هر کجا که می‏خواهد باشد،آنچنان که در آموزه‏های دینی ما آمده:«اطلبوا العلم و لو کان بالصین؛دانش بیاموزید،گرچه از کشور(دور افتاده‏ای چون) چین باشد»و نیز«خذ الحکمة و لو کان من المشرکین‏[و لو کان من الکافرین‏].حکمت را بگیرید،هر چند از مشرکین‏[و کافرین‏]باشد.

2-اهتمام به کار و تلاش در هر شکل و قیافه و مناسب با هر قشر و طبقه،تا زمینه خود اتکایی و استقلال فراهم گردد و فرهنگ خود اتکایی جایگزین فرهنگ منفی«یک شبه‏ پول‏دار شدن و ثروت‏های باد آورده بدست آوردن و...»شود.

3-پذیرش مخالف به عنوان واقعیت اجتماعی و تحمل نیروها و ایجاد سعه صدر و پرهیز از خشونت تا فرهنگ تبادل و تعامل جایگزین فرهنگ حذف و انگ و تکفیر شود.

-آموزش ضرورت انتقاد و نقد قدرت در جهت اصلاح و تعادل و پذیرش نیروی‏ مخالف در کانون‏های قدرت.

5-آمزش جلب مشارکت و اعتقاد به بکارگیری استعدادهای مختلف و ترویج‏ اعتقاد به این اندیشه در ذهن دانش‏آموزان که کارها با یک دست انجام نمی‏شود: و ید الله مع الجماعة.

6-ایجاد رقابت سالم فکری و آموزشی و مبارزه با خودباختگی،خود سانسوری و برخوردهای حذفی و خشونت.

نکته سوّم:کشوری هم‏اکنون می‏تواند با سربلندی به شبکه جهانی به پیوندد و یا پیوند او با جهان گسست ایجاد نکند که اطلاعات بیشتری تولید کند و یا دسترسی‏ بیشتری به اطلاعات داشته باشد.کشوری جزء کشورهای توسعه‏یافته محسوب می‏شود که تکنولوژی اطلاعات را در اختیار داشته باشد و از آن بتواند به نحو احسن بهره‏برداری‏ کند.اگر نظام آموزش پرورش نتواند زمینه‏های بازپروری و تولید اطلاعات را فراهم کند و یا با انسداد اطلاعات مواجه باشد و خود به سانسور اطلاعات دست بزند یا در برخورد با اطلاعات منطقی،منظم و هدف‏دار،واکنش مثبت نشان ندهد،نمی‏تواند از این شکاف و ضایعات شکننده آن جلوگیزی کند.در آن صورت است که مانند دانش‏آموز دور افتاده روستایی خواهد بود که یکباره وارد شهر شده و از هیچ چیز با خبر نیست،در دام این و آن می‏افتد یا دست کم مورد تحقیر و بی‏کاری قرار می‏گیرد، شخصیت خود را از دست می‏دهد،اعتماد به فعالیت مفید ندارد و خود را در جمع‏ شهروندان بیگانه احساس می‏کند.چنین دانش‏آموزی اگر هم بخواهد مفید واقع شود، سخت و شکننده است؛زیرا فاصله‏ها بسیار و سرعت حرکت رقیب غیرقابل مقایسه‏ است.این قضیه را می‏توان در شرکت دو دانش‏آموز در کنکور سراسری مثال زد که یکی‏ کتابهای آموزش و کمک درسی دارد،استاد عمومی و استاد اختصاصی دارد،انواع‏ مشاورین راهنما و تجربه‏های کنکور پیشین را در اختیار دارد و به رقابت با دانش‏آموزش‏ قرار می‏گیرد که هیچ یک از این‏ها را ندارد و می‏خواهد با درس خواندن تنها به رقابت‏ برخیزد.نتیجه چنین آزمایشی شکست فاحش و مأیوس‏کننده برای دانش‏آموز دومی است... ادامه در لینک

آدرس اینترنتی